آخرین ارسال های تالار گفتمان
هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
بازدید : 57 مرتبه
تاریخ : شنبه 10/07/1395

خنک بنوشید ....

adaa

گفت: رئیس جمهور در قزوین از برخی روزنامه‌ها و صدا و سیما انتقاد کرده است که چرا واقعیت‌ها را به مردم نمی‌گوئید؟

گفتم: واقعیت‌ها را بارها گفته‌اند، مثلاً اینکه قرار بود برجام آفتاب تابان و فتح‌الفتوح باشد ولی حالا معلوم شده که سکه تقلبی بوده، یا آنهمه امتیاز نقد داده‌ایم و در عوض یک مشت وعده نسیه تحویل گرفته‌ایم، قرار بود تحریم‌ها برداشته شود که نه فقط برداشته نشده بلکه چند تحریم دیگر هم اضافه شده و...!

گفت: منظور ایشان دستاوردهای توافق هسته‌ای است و گلایه کرده‌اند چرا برای مردم گفته نمی‌شود!

گفتم: درباره دستاوردها هم که آقای سیف توضیح داده و گفته بود «تقریباً هیچ» بوده است! اگر همین واقعیت‌ها را هم بگویند که آقایان برنمی‌تابند و منتقدان را به جهنم حواله می‌دهند! 

گفت: خب این چیزها را که خودمون هم می‌دانیم پس برای چی تذکر می‌دهند؟!

گفتم: چه عرض کنم؟! طرف می‌گفت چرا روی نوشابه‌ها نوشته‌اند خنک بنوشید؟ یعنی اگر نمی‌نوشتند، ما نوشابه رو حسابی می‌جوشوندیم و بعد می‌خوردیم!



لینک ثابت
موضوع : سیاسی - سیاسی
ارسال توسط png
بازدید : 94 مرتبه
تاریخ : جمعه 15/05/1395

گفت: سخنگوی دولت از رئیس مستعفی صندوق توسعه ملی با عنوان «ذخیره نظام و امانت‌دار بزرگ کشور» یاد کرده است!
گفتم: ولی چند هفته قبل به خاطر حقوق نجومی که ایشان دریافت کرده بود، از مردم عذرخواهی کرده بود!
گفت: چه عرض کنم؟! وقتی سخنگوی دولت به خاطر حقوق نجومی ایشان از مردم عذرخواهی کرد، تصور می‌شد که فصل جدیدی از پی‌گیری مطالبات مردم در دولت آغاز شده است ولی معلوم نیست چرا از پی‌گیری ماجرا پشیمان شده‌اند!
گفتم: یارو می‌گفت؛ وقتی این شعر را دیدم که «برخیز و مخور غم جهان‌ گذران» از جا بلند شدم که کاری بکنم ولی همین که پا شدم دیدم شاعر می‌فرماید «بنشین و دمی به شادمانی گذران»! و... پشیمان شدم و نشستم!



لینک ثابت
موضوع : سیاسی - سیاسی
ارسال توسط png
بازدید : 83 مرتبه
تاریخ : دوشنبه 11/05/1395

امروز اما وقتی به یکسال گذشته نگاه می کنم می بینم جدا از امتیاز برجام، در بخش اقتصاد حتی از 5 امتیاز فضای پسابرجام نیز بهره برداری نکرده ایم.
 
استعفای رئیس اتاق بازرگانی ایران به دلیل نهی پزشکان یا فشار وابستگان اقتصادی دولت؟!/

تقریباً هیچ خواندن نتایج اقتصادی برجام ، گریبان جلال‌پور را هم گرفت
 
استعفای رئیس اتاق بازرگانی ایران از سمت خود پس از چهارده ماه
 
هرچند محسن جلال‌پور با انتشار نامه‌ای که صبح امروز در اختیار رسانه‌ها قرار گرفت، بیماری قلبی و توصیه پزشکان را علت این استعفا خواند؛ اما نگاهی گذرا به مواضع چند وقت اخیر رئیس اتاق بازرگانی نشان می‌دهد که  انتقادات وی از برجام و اوضاع اقتصادی کشورنیز بی‌ارتباط با اقدام امروز وی نبوده‌اند.
 
گفتنی است بسیاری از منتقدان سیاست‌های اتاق بازرگانی، وابستگی بیش‌از حد رئیس این نهاد  به دولت یازدهم را از جمله ایرادات اصلی آن در طی دوسال گذشته می‌دانستند و حمایت دولت و نهاوندیان - رئیس سابق اتاق بازرگانی در سال‌های 89 تا - 92 از جلال پور را نیز دلیلی بر ریاست وی بر اتاق بازرگانی تلقی می‌کردند.
 
اما شروع سال جدید و به ثمر نرسیدن وعده‌های اقتصادی حاصل از برجام، به آرامی صدای رئیس اتاق بازرگانی را هم درآورد و بعضاً موضع‌هایی به همراه گله و انتقاد از دولت یازدهم در مصاحبه‌های و سخنرانی‌های وی دیده می‌شد.
 
در همین راستا جلال‌پور شانزدهم خرداد امسال پس از جلسه هیات نمایندگان اتاق با اشاره به اوضاعه نابه‌سامان اقتصادی خاطرنشان کرد:دولت یازدهم در سال پایانی کار خود باید تکلیف این سیاست‌ها را روشن کند، زیرا این امر در اختیار سیاست گذار است و نمی توان انتظار داشت با امروز و فردا کردن و به تعویق انداختن تصمیم گیری اوضاع بهبود یابد.... حاصل ملاقات با ده‌ها هیات اقتصادی خارجی و رفت و آمدهای که به منظور معرفی بنگاه های ایرانی با طرف‌های خارجی خود صورت گرفته، نتوانسته است وضع را بهبود دهد و البته این برداشت را هم به دنبال داشته که بنگاه های ما آمادگی لازم برای بهره بردن از سرمایه و فناوری های جدید را ندارند..... امروزه شرایط اقتصاد ایران خوب نیست و رکود بسیاری از بنگاه های تجاری کشور را در بر گرفته است که برخی از آنها با درصد بسیار پایین از ظرفیت خود مشغول به کار هستند. ...امروز وضع بنگاه من نسبت به گذشته مناسبت تر نشده و به همین دلیل است که امروز باید به اقتصاد ایران نگاه جدی بیندازیم. 
 
اما  گله‌های رئیس اتاق بازرگانی تنها به این موارد محدود نماند و جلال‌پور بیست و سوم تیر  با انتشار یادداشتی در رابطه با اوضاع اقتصادی پس از برجام تصریح کرد: امروز اما وقتی به یکسال گذشته نگاه می کنم می بینم جدا از امتیاز برجام، در بخش اقتصاد حتی از 5 امتیاز فضای پسابرجام نیز بهره برداری نکرده ایم. 
 
از انتشار این انتقادات هنوز بیست روز هم نگذشته بود که خبر عجیب استعفای رئیس اتاق بازرگانی منتشر شد. جلال‌پور در بخشی از نامه استعفا خود با اشاره به دلایل پزشکی خود می‌نویسد:
 
حال در بستر بیماری افتاده‌ام. رمقی نمانده. پزشکان صریحا مرا از اشتغال سنگین و تنش‌زا تا پایان عمر نهی می‌کنند. می‌دانم در بحبوحه کارزار سخت، شما زنان و مردان کارآفرین ایرانی، برای نجات اقتصاد ملی نمی‌توان پذیرفت سخنگوی بخش خصوصی، ناقص و نیمه کاره درخدمتتان باشد. علیهذا امروز اقتضای خدمت به شما، استعفا از ریاست اتاق ایران است .این استعفا قطعا ازسروظیفه‌شناسی و امانتداری و متکی بر عقل و تدبیراست.
 
اما به نظر می‌رسد علت این استعفا علاوه بر بیماری و نهی پزشکان، فشارهای وارد شده از جانب دولت‌مردان و عدم تحمل کوچک‌ترین انتقاد به ساحت مقدس سیاست‌های خارجی و اقتصادی دولت یازدهم بوده  که گریبان جلال‌پور را نیز گرفته است و افراد پرنفوذ اتاق بازرگانی که وابسته به دولت و نهاوندیان هستند نتوانستند پذیرای این انتقادها باشند.
 
لذا باید اذعان کرد که دولت این بار در برابر انتقادهای مدیران نزدیک به خود به جای  فاقد تخصص خواندن آن‌ها اقدام موثرتر را انتخاب کرد که در نهایت به برکناری رئیس اتاق بازرگانی انجامید.


لینک ثابت
موضوع : سیاسی - سیاسی
ارسال توسط png
بازدید : 70 مرتبه
تاریخ : یکشنبه 10/05/1395
هاشمی رفسنجانی چگونه اشرافیت را به مدیران دولتی تعلیم داده است؟
 
سنگ بنای مدیریت اشرافی و فیش‌های حقوقی نجومی در دولت سازندگی گذاشته شد و این اتفاق در دولت روحانی نیز تکرار شد، شاید علت تکرار این وضعیت در دولت یازدهم، یکی بودن بعضی از مدیران روحانی و هاشمی و همچنین بی‌توجهی مسؤولان به بیت المال باشد.
 
 پدیده فیش‌های حقوقی نجومی چند ماهی است که به خبر اول رسانه‌ها تبدیل شده و مطالبه عمومی برای محاکمه مدیران نالایق و بازگرداندن بیت‌المال آغاز شده است. دراین‌بین، ریشه‌شناسی این پدیده می‌تواند کمک شایانی برای جلوگیری از آثار شوم آن داشته باشد.

به نظر می‌رسد که اولین نشانه‌های تجمل‌گرایی، اشرافی گری و مدیریت پرهزینه از بیت‌المال به دولت هاشمی رفسنجانی برمی‌گردد.تأثیر منفی این نگاه بیش از هرکس متوجه مسئولین و خواص شد و آن‌ها تحت تأثیر رئیس دولت که یک روحانی بود و لابد حرف‌هایش مستند شرعی! هم داشت، مسابقه در امر تجمل‌گرایی و ثروت‌اندوزی را آغاز کردند. در چنین فضایی بود که ماشین‌های لوکس زیر پای مسئولان قرار گرفت و سکونت در خانه‌های مجلل شمال شهر برای مسئولان رفته‌رفته عادی شد و گروهی از عناصر سابقاً انقلابی چرب و شیرین دنیا به‌شدت زیر زبانشان مزه کرد.

نشانه‌های مدیریت اشرافی در دولت هاشمی رفسنجانی را ادامه مشاهده می‌کنید:

بساز، هرچند با فساد

برای رمزگشایی از فساد اقتصادی غلامحسین کرباسچی بایستی به یکی از خطبه‌های نماز جمعه هاشمی در حمایت از کرباسچی اشاره کرد که منطق دولت سازندگی را به خوبی نشان می‌دهد. هاشمی درباره حمایت از کرباسچی در نماز جمعه می‌گوید: ایشان وقتی که در سخت‌ترین شرایط تبلیغی بود، من در نماز جمعه از او دفاع کردم که عدّه‌ای شعار دادند «غارتگر بیت‌المال اعدام باید گردد.»

به نظر می‌رسد که این دفاع، دفاع از منطق کرباسچی بوده است؛ یعنی منطق «بساز هر چند با فساد»، زیرا هاشمی در همان خطبه اختلاس و دزدی در یک پروژه را این‌گونه توجیه می‌کند:این‌قدر بحث از اختلاس و دزدی نکنید و روحیه مردم را خراب نکنید. وقتی که ما یک سدی را می‌سازیم و مثلاً ده میلیارد خرج می‌کنیم، ممکن است از قبل آن، پانصد میلیون هم اختلاس شود، اما این سد برای کشور می‌ماند و هیچ‌کس نمی‌تواند از این سد اختلاس یا دزدی کند.

این منطق بدین معناست که درصدی از اختلاس و دزدی در مدیریت پروژه‌های اجرایی طبیعی است و کسی از مدیران انتظار ندارد که به رعایت کامل بیت‌المال بپردازند.

هاشمی چگونه اشرافیت را به مدیران دولتی تعلیم داده است؟حمایت از اختلاس کرباسچی تنها توسط هاشمی انجام نمی‌شد و برخی از اصلاح‌طلبان نیز اختلاس‌های شهردار تهران را هزینه‌ای برای بهبود توسعه‌نیافتگی می‌دانستند. به طور مثال، جلایی پور در حمایت از کرباسچی و توجیه رشوه گرفتن وی می‌نویسد: «طبق ادعای دادگاه با وساطت کرباسچی مبلغ 260 میلیون تومان توسط برج‌سازان، در برابر امتیازاتی که برج‌سازان از شهردار گرفته‌اند، به ستاد انتخاباتی آقای خاتمی کمک مالی شده است. در واکنش به این اتهام به صراحت می‌توان گفت که این کمک مالی رشوه نبوده، بلکه هزینه‌ای برای بهبود توسعه‌نیافتگی سیاسی کشور بوده است.»

این بخش از یادداشت جلایی پور این انگاره را به ذهن انسان متبادر می‌کند که اصلاح‌طلبان برای توسعه سیاسی حاضر هستند از هرگونه فساد اقتصادی و رشوه حمایت کنند و برای توسعه سیاسی و به دست گرفتن قدرت حاضرند از رشوه استفاده کنند و این اقدام غیرقانونی خود را توجیه نیز می‌کنند.

مانور تجمل در نماز جمعه

آبان ماه 1369 حجت‌الاسلام‌والمسلمین هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهور وقت و امام جمعه موقت تهران، در خطبه‌های نماز جمعه، از «مانور تجمل» می‌گوید. منظور او از «مانور تجمل»، توجه به ظواهر زندگی اجتماعی و پرهیز از زندگی فقیرانه و درویش مسلکانه بود. هاشمی، برای گفته خود، از صدر اسلام دلیل آورد. او می‌گوید: پیامبر اسلام (ص) برای هر یک از زنان خود، منزل جداگانه‌ای داشت. درحالی‌که دیگران از چنین امتیازی بی‌بهره بودند.

مقصود هاشمی از این بیان، برشمردن اهمیت به ظاهر، بخصوص از سوی منتسبان به حکومت بود. او در آن روز از «زهد فروشی» نیز گفت و کسانی را که با ظاهر نامناسب خود، ادعای ساده زیستی می‌کردند، به باد انتقاد گرفته و تلویحاً از حزب‌اللهی‌ها خواست تا اندکی به وضع ظاهر خود برسند. منطق هاشمی در این فقره این بود که ایران به عنوان ام القرای ممالک اسلامی و جمهوری اسلامی به عنوان یگانه نظام دینی، نباید اثری از فقر و فلاکت در خود داشته باشند.

هاشمی چگونه اشرافیت را به مدیران دولتی تعلیم داده است؟وی در بخش‌هایی از خطبه نماز جمعه درباره مانور تجمل می‌گوید: نمازهای جمعه اگر بخواهد منظره اسلامی داشته باشد، باید مردم که می‌آیند، بهترین لباس‌هایشان را و عالی‌ترین حالت آرایشی در همان سطحی که در زندگی‌شان هست. داشته باشند. اصلاً باید مانور تجمل باشد نه تجمل فوق حساب، آن زیبایی‌هایی که هست، خوب الآن این‌گونه نیست.

زندگی تجملی هاشمی و خانواده

با مرور خاطرات روزنوشت هاشمی که طی سال‌های گذشته منتشر شده است،‌ بر ما ثابت می‌شود که نوع مدیریت هاشمی در دوران ریاست جمهوری و قبل از آن به صورت تجملی و بسیار پرهزینه بوده است. بارها و بارها مشاهده می‌کنیم که به خاطر بهانه‌های سطحی به افراد سکه‌های طلا اهدا می‌شود و موارد دیگری که در ادامه مشاهده می‌کنید:

استفاده از کاخ‌های شاه برای تفریح: قرار گذاشته بودیم برای استراحت با آقای موسوی اردبیلی به نوشهر برویم. آقای میرحسین موسوی گفتند که آنجا محل دنجی هست... بخشی از اعضای خانواده با ما بودند... معلوم شد بخشی از باغ کاخ شاه است... بچه‌ها را به تماشای هتل انقلاب هایت سابق  بردند؛ می‌گفتند خیلی مجلل است.

ساخت سونا برای رفع کمر درد و خستگی هاشمیدر ساختمان نهاد [ریاست جمهوری] یک حمام کوچک سونا و بهداشتی برای معالجه درد کمر و رفع خستگی درست کرده‌اند. بخشی از آن برای استفاده آماده شده است. بی‌اثر نیست.

سفر به کیش در دوره جنگ برای اغفال دشمن: برای رد گم کردن و اغفال دشمن قرار شده به کیش و بندرعباس برویم. هواپیمای 707 تانکر نیروی هوایی از تهران آمده بود. فاطی، فائزه و بچه‌هایشان و خانواده دائی‌شان هم آمده بودند. به‌سوی جزیره کیش پرواز کردیم و ناهار را در هواپیما خوردیم. ساعت چهار و نیم وارد کیش شدیم. استقبال رسمی انجام شد و مصاحبه مختصری کردم و به ویلای اقامتگاه آمدم.

یکی از وسایل نقلیه خاندان هاشمی در دوران ریاست جمهوری«با هلی‌کوپتر به سد لتیان آمدیم. بچه‌ها هم تا ظهر کم‌کم رسیدند. مهدی و فاطی نیامدند. هوای خوبی دارد. عصر همراه بچه‌ها، خواستم اسکی روی آب یاد بگیرم. کمی دنبال قایق کشیده شدم. بدنم آمادگی برای چنین ورزشی ندارد. گرچه آسان است.

آب لتیان پایین‌تر از سطح آن در سال گذشته است. یک نفر چینی پیش‌بینی کرده است که ساعت 8 امروز زلزله‌ای به قدرت 8/6 ریشتر در تهران روی خواهد داد. به همین خاطر بسیاری از مردم از تهران سفر کرده یا از خانه بیرون رفته‌اند... آمدن ما به لتیان هم بی‌ارتباط با این نیست. گرچه خودم اصلاً قبول ندارم فقط به خاطر بچه‌ها آمدم.

بردن اقوام و فامیل به سفرهای داخلی و خارجی: (چهارشنبه 12 تیر 1364، سفر به چین و ژاپن) مهدی را بیدار کردم که صبحانه بخورد و با بچه‌ها دنبال کارش برود. حسن فرزند احمد آقا هم مثل بچه‌های من _ یاسر و مهدی _ همراه ما بود.

مصاحبه رادیو و تلویزیونی درباره نتایج سفر نمودم. عفت و همراهان نرسیده بودند، مقداری معطل شدیم. غروب رسیدند.

حاتم‌بخشی از بیت‌المال به فرزند جهانگیری(اسحاق جهانگیری پس از دو دوره حضور در مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه جیرفت، در مجلس چهارم ناکام شد و پس‌ازآن روانه استانداری اصفهان شد تا جایگزین غلامحسین کرباسچی شود. هاشمی رفسنجانی در سفراستانی خود به اصفهان در دی‌ماه 1371 این‌گونه از هدیه‌اش به فرزندان اسحاق جهانگیری یاد می‌کند): معاونان استانداری آمدند و کمک خواستند. نیروهای انتظامی و حفاظتی که در حفاظت سفر کار کردند، آمدند؛ از آن‌ها تشکر کردم. خانواده استاندار آمدند. احوال‌پرسی کردم و به بچه‌هایش سکه‌ای دادم. برای سفرم، آینه و قرآن گرفتند.

آنچه مشخص است و اکثر کارشناسان سیاسی، اقتصادی و حتی مردم به آن اذعان دارند، شروع دوران اشرافی گری و مدیریت پرهزینه در دولت هاشمی رفسنجانی است. دکتر کوشکی با اشاره به تأمین حقوق مدیران دولتی هاشمی از راه دور زدن قانون، می‌افزاید: تفکر هاشمی این‌گونه بود که برای سازندگی باید به کارخانه سیمان، راه، اتوبان، بزرگراه، فولاد، ذوب‌آهن، فولاد آلیاژی، فلان سازی و ... فکر کنی؛ و این تاختن‌ها نیازمند این است که مدیر داشته باشیم؛ و مدیری که از صبح تا شب زحمت می‌کشد باید زندگی‌اش تأمین باشد. این مدیر در دولت به او ماهی ۲۵ هزار تومان می‌دهند، همین مدیر که صبح می‌آید، شب می‌رود و به زن و بچه‌اش هم نمی‌تواند برسد، چقدر زیر امضایش گردش مالی دارد؟ ‌۲ میلیارد تومان هر روز. از آن طرف بخش خصوصی به این آقا چقدر می‌دهد؟ ۶۰ هزار تومان. ۷۰ هزار تومان. (این رقم‌ها مال سال ۶۹ است) طبعاً این مدیر نمی‌ماند و از بخش دولتی فرار می‌کند. درحالی‌که ما از مدیر توقع داریم که بسازد و با سرعت بالا هم بسازد. ... قرار شد که زندگی این مدیرها تأمین شود. اصلاً نمی‌شود مدیر ۲ میلیون تومان را امضاء کند، ۲ میلیارد تومان را امضاء کند، بعد حقوقش ۲۵ هزار تومان باشد. باید مدیری را که اینجا دارد کار می‌کند تشویق کرد. ما هم می‌آییم حقوقش را بالا می‌بریم. ولی از لحاظ دولتی که نمی‌شود حقوقش را بالا برد. به او پاداش می‌دهیم.

این اظهارات دکتر کوشکی نشان می‌دهد که سنگ بنای مدیریت اشرافی و فیش‌های حقوقی نجومی در دولت سازندگی گذاشته شد و این اتفاق در دولت روحانی نیز تکرار شد، شاید علت تکرار این وضعیت در دولت روحانی، یکسان بودن مدیران و تفکر روحانی و هاشمی است.



لینک ثابت
موضوع : سیاسی - سیاسی
ارسال توسط png
بازدید : 79 مرتبه
تاریخ : یکشنبه 10/05/1395
کار پژمردگی یک گل نیست،جنگلی می‌سوزد

adaa

می‌گویند ماجرای فیش‌های نجومی را رها کنید و ادامه کار را به مسئولان ذیربط در دولت و دستگاه قضایی بسپارید و توضیح می‌دهند که مجموعه دریافت‌های کلان برخی از مدیران دولتی در مقایسه با بودجه سالانه کشور و آنچه باید برای بهبود معیشت مردم و عمران و آبادی و تأمین امنیت هزینه شود، رقم چندانی نیست و از این روی بازگرداندن مبالغ هنگفتی که به ناحق از بیت‌المال گرفته‌اند اگرچه ضروری است و حق پایمال شده تمامی مردم است ولی در گشایش اقتصادی و حل مشکلات فراوانی که در این عرصه با آن روبرو هستیم، نمی‌تواند نقش مؤثر و چندانی داشته باشد و تأکید می‌کنند که این ماجرا نباید به یکی از مسائل اصلی کشور تبدیل شود!
درباره این دیدگاه که طی نزدیک به دو ماه اخیر بارها در برخی از سایت‌ها و روزنامه‌ها و یا در تماس مستقیم با کیهان مطرح شده است و شماری از مطرح کنندگان نیز افراد دلسوزی بوده و هستند، ابتدا، باید گفت که اولاً؛ علی‌رغم تأکیدهای پی‌درپی برخی از مسئولان محترم بر ضرورت برخورد با این پلشتی‌، هنوز اقدام چشمگیر و درخور توجهی در این زمینه صورت نپذیرفته است و ثانیاً؛ پرداختن کیهان به ماجرای فیش‌های حقوقی کلان و نجومی مانع از توجه به مسائل و موضوعات دیگر نبوده است، از این روی، پی‌گیری ماجرا تا رسیدن به نتیجه مطلوب یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است، اما نکته اصلی در این میان، بسیار با اهمیت‌تر از آن است که ظاهر ماجرا نشان می‌دهد. بخوانید!
1- پدیده پلشت و ناهنجار حقوق نجومی برخی از مدیران دولتی که کیهان همراه با مستندات آن مطرح کرده و در یادداشت‌ها و گزارش‌های پی‌درپی به ابعاد فاجعه‌آفرین این ضایعه خطرناک پرداخته است، در محدوده میزان دریافتی آنان و مقایسه آن با نیازهای کلان نظام قابل ارزیابی نیست، بلکه دریافت‌های نجومی این دسته از مدیران را می‌توان و باید، به بخش بیرون از آب یک کوه عظیم یخ تشبیه کرد که هر چند به تنهایی فقط «بزرگ» به نظر می‌رسد ولی از بخش بسیار بزرگتری خبر می‌دهد که زیر آب پنهان است و بعید نیست برای برخی از افراد نزدیک‌بین به چشم نیاید و هنگامی از آن با خبر شوند که دیگر خیلی دیر شده باشد و به قعر اقیانوس رفته و یا در میان امواج به دنبال تخته پاره‌ای برای نجات خویش باشند!
2- ابوموسی اشعری را گفته‌اند بسیار ساده‌لوح بود و به همین علت در ماجرای حکمیت از عمروعاص فریب خورد و آن فتنه بزرگ درتاریخ اسلام را رقم زد. داستان اما به همین نقطه ختم نمی‌شود، ابوموسی شخص بسیار ثروتمندی بود تا آنجا که وقتی از شهری به شهر دیگر نقل مکان می‌کرد، اموال گرانقیمت او را - که به یقین حصیر و زیلو و امثال آن نبود- ده‌ها شتر به دوش می‌کشیدند. آیا کسی با این ثروت انبوه می‌تواند در بزنگاه حادثه، نظیر حکمیت در صفین به حاکمیت علی علیه‌السلام تن بدهد؟!
همان علی(ع) که در اولین روزهای خلافت ظاهری خود عهد کرده و بر این عهد استوار مانده بود که اموال به غارت رفته بیت‌المال را حتی اگر خشتی شده و در بنایی به کار رفته و یا به کابین همسران درآمده باشد، باز خواهد ستاند.
جناب ابوموسی را با حاکمیت این نگاه بر جامعه مسلمین چه کار؟! 
3- عثمان‌بن حنیف از یاران حضرت امیرعلیه‌السلام و از جانب ایشان حاکم بصره بود. او به خاطر پذیرش دعوت یکی از ثروتمندان و حضور در میهمانی پر زرق و برق وی به شدت مورد عتاب و ملامت امیرالمؤمنین علیه‌السلام قرار گرفت که شرح آن را همگان شنیده‌اند. «ای پسر حنیف به من خبر رسیده که مردی از بصره تو را به میهمانی فراخوانده و تو نیز اجابت کرده‌ای. سفره‌ای رنگین برایت افکنده و کاسه‌ها پیش رویت نهاده، هرگز نمی‌پنداشتم تو دعوت کسانی را اجابت کنی که بینوایان را از در می‌رانند و توانگران را بر سفره می‌نشانند... بدان که هر کس را امامی است که به او اقتدا می‌کند و از نور دانش او فروغ می‌گیرد، اینک امام شما از همه دنیایش به پیراهنی و دستاری و از همه طعام‌هایش به دو قرص نان اکتفا کرده است.
البته شما را یارای آن نیست که چنین کنید ولی مرا به پارسایی و مجاهدت و پاکدامنی و درستی خویش یاری دهید.»
گفتنی است عثمان‌بن حنیف تا پایان عمر با علی علیه‌السلام باقی ماند و شکنجه‌های شورشیان جمل را به جان خرید بی آن که از پیمان خویش با امیر مومنان(ع) پای بیرون بکشد.
اکنون سؤال این است که آیا فقط عثمان‌بن حنیف در آن میهمانی و یا میهمانی‌های مشابه دیگر شرکت کرده بود؟! پاسخ این پرسش به یقین منفی است. پس چرا مولای ما، از آن میان، عثمان‌بن حنیف را توبیخ کرده بود؟... علت آن است که عثمان والی حضرت بود و از حاکمان، اینگونه بی‌توجهی به محرومان و نزدیکی با مرفهان شایسته نبود.
امام راحل ما -رضوان‌الله تعالی علیه- می‌فرمودند «تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت را چشیده باشند. فقرا و متدینین بی‌بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعی انقلاب‌ها هستند، ما باید تمام تلاشمان را بنماییم تا به هر صورت که ممکن است خط اصولی دفاع از مستضعفین را حفظ کنیم» (صحیفه امام(ره)- ج 21 ص86).
باز هم از حضرت امام(ره) است که؛
«آنهایی که در خانه‌های مجلل، راحت و بی‌درد آرمیده‌اند و فارغ از همه رنج‌ها و مصیبت‌های جانفرسای ستون محکم انقلاب و پابرهنه‌های محروم، تنها ناظر حوادث بوده‌اند و حتی از دور هم دستی بر آتش نگرفته‌اند، نباید به مسئولیت‌های کلیدی تکیه کنند که اگر به آنجا راه پیدا کنند، چه بسا انقلاب را یکشبه بفروشند و حاصل همه زحمات ملت ایران را بر باد دهند. چرا که اینها هرگز عمق راه طی شده را ندیده‌اند و فرق و سینه شکافته نظام و ملت را به دست از خدا بی‌خبران مشاهده نکرده‌اند» (صحیفه امام(ره) ج 20 ص 333) و ده‌ها نمونه دیگر از این دست که فهرست آن هم به درازا می‌کشد.
۵ - در ماجرای حقوق‌های کلان و نجومی برخی از مدیران دولتی، آنچه بارها بیشتر از میزان دریافتی آنان اهمیت دارد، فاجعه هولناکی است که حضور اینگونه افراد در مسئولیت‌های حساس به دنبال خواهد داشت. کسانی که علی‌رغم فقر و تنگدستی محرومان و مستضعفان - بخوانید ولی‌نعمت‌های انقلاب- با دریافت حقوق‌های نجومی به بیت‌المال دست‌درازی می‌کنند بی‌تردید افراد شایسته‌ای برای تصدی مدیریت‌ها و مسئولیت‌های نظام اسلامی نیستند. و در مشکلات پیش‌روی مردم و نظام نه فقط کمترین انتظار گره‌‌گشایی از آنان وجود ندارد، بلکه بیم آن می‌رود که برای حفظ موقعیت خود و آنچه به ناحق بر آن چنگ انداخته‌اند، دست به زد‌و‌بندهای دیگری نیز بزنند. افرادی از این دست به آسانی از سوی دشمنان گوش‌خوابانیده مردم و نظام قابل خریداری خواهند بود و این خطر حتی اگر در حد و اندازه یک احتمال نیز باشد- که هست- جای کمترین درنگی در برکناری و مجازات آنان باقی نمی‌گذارد. نکته‌ای که رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های نماز عید فطر بر آن تاکید ورزیده و فرمودند؛ «دریافت‌های نامشروع باید برگردانده بشود و اگر کسانی بی‌قانونی کرده‌اند مجازات بشوند و اگر سوءاستفاده‌‌ای از قانون هم شده است، بایستی اینها را از این کارها برکنار بکنند، اینها کسانی نیستند که لیاقت این را داشته باشند که در این مراکز قرار بگیرند.»
آنچه مورد انتظار است مقابله جدی با گرایش مدیران و مسئولان به زندگی اشرافی است و در این میان، شمارش مبالغی که به ناحق گرفته و یا هزینه شده است در مرحله بعدی اهمیت قرار دارد. چرا که آنچه خطرآفرین است، برداشت فلان مبلغ کلان از سوی فلان مدیر دولتی یا سایر مسئولان نیست، بلکه فاجعه‌ای است که حضور اینگونه مدیران در مسئولیت می‌تواند به دنبال داشته باشد. به بیان دیگر، «کار پژمردگی یک گل نیست، جنگلی می‌سوزد»!
حسین شریعتمداری


لینک ثابت
موضوع : سیاسی - سیاسی
ارسال توسط png
بازدید : 94 مرتبه
تاریخ : جمعه 04/04/1395
یکی از شرکت‌های وابسته به سامسونگ از سال 1999 میلادی توپ‌های خودکششی را برای ارتش کره جنوبی می‌سازد و هیتاچی نیز ساخت سامانه‌های مورد نیاز برای «برنامه سرباز آینده ارتش ژاپن» و توسعه سامانه‌های کنترل و فرماندهی ارتش این کشور را بر عهده دارد.
 
اگرچه با ورشکستگی یا تعطیلی برخی برندهای مشهور ایرانی در بخش لوازم خانگی، کام بسیاری از دوستداران و حامیان محصولات وطنی و آنهایی که خاطرات خوشی با "ارج" و "آزمایش" داشتند، تلخ شد اما بار دیگر نشان داد علاوه بر ضرورت حمایت ها و کمک های دولت، اطمینان و رغبت مردم نیز تاثیر بسزایی دارد.

طی چند سال اخیر، برخی برندها و محصولات آسیای شرقی که بیشتر کره ای و ژاپنی هستند، رونق فراوانی در کشورمان پیدا کرده و عملا بی رقیب شده اند اما علاوه بر آنکه این شرکت های معروف کره ای و ژاپنی سالهاست که سهم زیادی از بازار خودرو، لوازم خانگی و فناوری های دیجیتال را از آن خود کرده اند شاید تعداد بسیار کمی از مردم ایران مطلع باشند که این شرکت ها مثل سامسونگ کره جنوبی یا میتسوبیشی ژاپن در بحث ساخت سلاح نیز دستی بر آتش داشته و محصولات فراوانی را نیز در این بخش به بازار فرستاده اند. 

در ادامه با 5 شرکت در این حوزه آشنا می شویم تا بدانیم حمایت از این محصولات خارجی، عملا کمک به چرخش هرچه بهتر و بیشتر کمپانی های اسلحه سازی این کشورها نیز محسوب می شود.

سامسونگ؛ از تانک تا توپ خودکششی

شرکت سامسونگ برای بسیاری از ایرانیان یادآور تلفن همراه، لوازم خانگی، و قطعات الکترونیکی است. ولی مسئله اینجاست که این شرکت کره ای در بحث سلاح و خصوصا توپ خودکششی نیز یکی از طراحان خوب بازار جهانی به حساب می آید.

شرکت SAMSUNG TECHWIN به عنوان یک سرمایه گذاری مشترک بین دو شرکت سامسونگ و TECHWIN در دهه 1970 آغاز به کار کرد. این شرکت کار خود را در حوزه موتورهای هواپیما آغاز کرده و تحت لیسانس شرکت جنرال الکتریک به تولید موتور هواپیمای جنگنده اقدام کرد.

لوازم خانگی
توپ خودکششی K-9

در ادامه این شرکت به تولید توپ های خودکشششی روی آورده و در سال 1999 میلادی توپ خودکششی 155 میلی متری مدل K-9 ساخت این شرکت وارد خدمت ارتش کره جنوبی شد. این شرکت همچنین در بحث های دیگر دفاعی مثل تولید زیرسامانه های لازم برای تانک بومی K2 و یک سامانه رباتیک رزمی برای ارتش کره جنوبی نیز فعالیت کرده است.

توپ K-9 ساخت این شرکت به ترکیه صادر شده است. هندوستان نیز قراردادی برای خرید و تولید بومی 100 دستگاه از این توپ را به امضاء رسانده و لهستان نیز تعدادی از شاسی های این سامانه را برای ترکیب با یک سامانه بومی 155 میلی متری خودکششی خریداری کرده است.

از سال 2015 میلادی به این سو با خریده شدن سهم سامسونگ این شرکت به اسم Hanwha Techwin شناخته می شود.

دوو؛ از سلاح سبک تا زیردریایی

شرکت دوو کره جنوبی در سالهای اخیر به عنوان یک خودروساز و همچنین سازنده لوازم خانگی در کشور ما شناخته می شود اما بخشی از این شرکت با عنوان صنایع دقیق دوو از سال 1981 بحث تولید سلاح های سبک را در داخل این کشور به عهده گرفته است. این شرکت در ابتدا به تولید تحت لیسانس چند مدل اسلحه سبک آمریکایی پرداخته و سپس تولیدات بومی خود را به ارتش کره جنوبی عرضه کرد که در حال حاضر شامل طیف کاملی از سلاح های سبک شامل اسلحه کمری، مسلسل دستی، سلاح هجومی، تیربار، تفنگ تک تیرانداز و نارنجک انداز می باشد.

لوازم خانگی
اسلحه هجومی K2

برای نمونه اسلحه هجومی K2 ساخت این شرکت در حال حاضر سلاح هجومی استاندارد ارتش کره جنوبی بوده و در بازار صادرات نیز به خوبی ظاهر شده است. اندونزی، مکزیک، نیجریه، عراق و پرو نیز از جمله مشتریان این اسلحه ساخت کره جنوبی هستند. بخش صنایع دقیق دوو پس از خریداری شدن توسط شرکت دیگری، امروزه به عنوان S&T Motiv شناخته می شود.

این شرکت همچنین دارای بخش کشتی سازی نیز بوده و هم در ارتقاء زیردریایی های نیروی دریایی کره جنوبی و همچنین در ساخت ناو جنگی برای این کشور نقش مهمی را ایفا می کند. ارتقاء زیردریایی های تایپ 209 نیروی دریایی کره جنوبی که در اصل ساخت آلمان بودند و همچنین ساخت ناو محافظ جدید برای این کشور از جمله اقدامات بخش کشتی سازی این شرکت است.

میتسوبیشی؛ متخصص ساخت جنگنده و موشک

این شرکت ژاپنی نیز سالهاست که در ایران به عنوان یک خودرو ساز مشهور شناخته می شود اما شاید بسیاری از ما ندانیم که یکی از مهمترین قطب های صنایع دفاعی کشور ژاپن، همین شرکت میتسوبیشی است. از تانک های پیشرفته تایپ 10، تا ساخت انواع موشک های هوا به هوا و ضد کشتی، تا تولید تحت لیسنانس و بومی جنگنده و بالگرد و همچنین ساخت ناوشکن از جمله اقدامات این شرکت به شمار می آید.

جنگنده بومی اف 2 ساخت این شرکت در حقیقت کپی از اف 16 آمریکایی است که با رادار آرایه فازی فعال ژاپنی و همچنین حجم زیادی از تسلیحات ساخت همین شرکت مجهز شده است.

لوازم خانگی
جنگنده F-2
 
زیردریایی دیزل الکتریک تهاجمی کلاس Sōryū به صورت مشترک بین این شرکت و دیگر شرکت ژاپنی یعنی کاوازاکی ساخته شده است که به عنوان سنگین ترین زیردریایی دیزل الکتریک عملیاتی جهان شناخته شده و از کارشناسان دفاعی همگی آن را یکی از بهترین ها در جهان معرفی می کنند.

لوازم خانگی
زیردریایی کلاس Sōryū 

ناوشکن های کلاس Atago نیز به عنوان پیشرفته ترین شناورهای عملیاتی حال حاضر نیروی دریایی ژاپن از جمله دیگر محصولات بخش کشتی سازی این شرکت ژاپنی محسوب می شود.

هیتاچی؛ طراح سرباز آینده ارتش ژاپن

دیگر شرکت حاضر در لیست ما یک نام آشنای دیگر در زمینه لوازم خانگی در بازار ایران است. شرکت ژاپنی هیتاچی از جمله برندهای معروف در حوزه لوازم خانگی است که محصولات آن مثل ماشین لباسشویی، یخچال و فریزر و یخچال های آن در بازار کشور ما فروخته می شود.

لوازم خانگی
سامانه راکتی پاک کننده میدان مین ساخت هیتاچی

این شرکت نیز دست بر آتش در حوزه دفاعی داشته و از جمله محصولات این شرکت در این بخش خمپاره انداز خودکششی، خودروی زرهی پشتیبان توپخانه و همچنین سامانه متحرک پاکسازی میدان مین است.

لوازم خانگی
طرح سرباز آینده ژاپن

ساخت سامانه های مورد نیاز برای برنامه سرباز آینده ارتش ژاپن، تحقیقات در حوزه رباتیک و همچنین توسعه و ساخت سامانه های کنترل و فرماندهی برای ارتش ژاپن از دیگر وظایفی است که این شرکت در حال انجام آن است.

کاوازاکی؛ متخصص در ساخت هواپیماهای گشت دریایی

نام این شرکت ژاپنی نیز در کشور ما بیشتر با موتورسیکلت های سنگین گره خورده است اما حقیقت این است که این شرکت از جمله یکی دیگر از بزرگان در عرصه صنایع دفاعی ژاپن محسوب می شود. موشک ضد زره با قابلیت "شلیک کن فراموش کن"، تولید هواپیماهای گشت دریایی و ترابری و مشارکت در بحث ساخت زیردریایی با شرکت میتسوبیشی از جمله کارهای اصلی این شرکت در بخش صنایع نظامی است.

تولیدکنندگان مشهور لوازم خانگی دنیا که برای کشورشان موشک و زیردریایی می‌سازند +عکس (اماده)
هواپیمای گشت دریایی P-1

از جمله هواپیماهای ساخت این شرکت می توان به هواپیمای گشت دریایی P-1 و همچنین هواپیمای ترابری C-2 اشاره کرد. در بخش موشکی نیز سامانه ضد زره Type 01 نیز پیشرفته ترین موشک ضد زره ساخته شده توسط این شرکت محسوب می شود.

لوازم خانگی
موشک ضد زره تایپ 01

شرکت مذکور در حوزه ماهواره نیز بسیار فعال بوده و در بخش های مختلف فناوری فضایی نیز طرح های زیادی را ارائه کرده است که نشان دهنده حضور جدی اینگونه کارخانجات در عرصه نظامی است.

شاید اگر روزی یک کارخانه صنعتی در ایران؛ از ایران خودرو گرفته تا واحدهای تولید لوازم خانگی، تصمیم بگیرد سراغ همکاری با صنایع دفاعی کشورمان رفته و به توسعه توانمندی های دفاعی کشورمان کمک کند، از برخی مسئولان فاقد نگاه استراتژیک گرفته تا رسانه های ضد انقلاب و دولتهای غربی، به این تصمیم خرده گرفته و از آن انتقاد کنند یا آنکه برخی تحریم ها را به علت استفاده دوگانه از تجهیزات، علیه آن به کار بگیرند اما نگاهی به اینگونه صنایع که در بالا معرفی شد و امثال آن در کشورهایی چون ترکیه، می توان اهمیت ایجاد چنین ابر کارخانجاتی را درک کرد.


لینک ثابت
موضوع : سیاسی - سیاسی
ارسال توسط png
بازدید : 98 مرتبه
تاریخ : شنبه 29/03/1395
 اندر حکایت این روزهای جبهه اصلاحات
گفت: عضو مرکزیت حزب منحله مشارکت در روزنامه زنجیره‌ای شرق نوشته است یک عده علیه برنامه‌های دولت سیاه‌نمایی می‌کنند!
گفتم: همان‌ها که با بی‌ادبی تمام دولت را «رحم اجاره‌ای اصلاح‌طلبان»! معرفی کرده‌اند؟ یا آنها که دولت را بی‌عرضه! می‌دانند؟ یا آنها که می‌گویند بهتر است آقای روحانی کنار برود؟ یا آنها که طرفداران دولت را «اسب چموش»! نامیده‌اند؟ یا...؟!
گفت: این حرفها را که مدعیان اصلاحات گفته‌اند و نوشته‌اند!... منظورش کسانی است که به ناکارآمدی اقتصادی دولت اعتراض دارند!
گفتم: این اعتراض که همه روزه از طرف اقتصاددانان حامی دولت هم مطرح می‌شود، و برخی از دولتمردان هم به آن اعتراف دارند.
گفت: این عضو حزب منحله مشارکت نوشته است؛ در دوران خاتمی هم هر 9 روز یک بحران درست می‌کردند!
گفتم: این شایعه را هم که خود مدعیان اصلاحات مطرح کرده بودند و بعد از فرار به خارج کشور و پناهندگی به آمریکا هم اعتراف کردند که با این شایعات قصد بدبینی به نیروهای مؤمن و انقلابی را داشته‌اند.
گفت: پس این عضو حزب منحله چه می‌گوید؟! احتمالاً از این همه شلم شوربا در جبهه اصلاحات گیج شده است!
گفتم: چه عرض کنم؟!... انگار مجبور است حرف بزند!... سخنران یک همایش دیر کرده بود، به یکی دیگه گفته برو یک چیزی بگو و سر مردم رو گرم کن... یارو رفت پشت تریبون و گفت؛ آقایان شنیده‌اید که سعدی می‌فرماید؛ میازار موری که دانه‌کش است که جان دارد و جانم به قربانت ولی حالا چرا عاقل کند کاری که باز آرد...!


لینک ثابت
موضوع : سیاسی - سیاسی
ارسال توسط png
نتایج زنده
صفحه ی بعدی (/2/) 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ... صفحه ی قبلی (0)
نمایش صفحه ی 1 از 90   |   7 نمایش در هر صفحه

مطالب اخیر
پیوند ها

اسلایدر

دانلود فیلم