مدیر کل سایت
png - ارسال : 502
» بازدیدهای امروز : 354
» بازدیدهای دیروز : 1204
» بازدیدهای هفته : 7635
» بازدیدهای ماه : 45474
» بازدیدهای سال : 193568
» کاربران آنلاین : 0 نفر
» میهمان های آنلاین : 4 نفر
» کل اعضا : 29
» کل مطالب : 502
» کل نظرات : 659

تبلیغات
آخرین ارسال های تالار گفتمان
هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .

کار تحقیقی به صورت کامل بخش اول

1

    موضوع :  بررسی جرم خیانت در امانت

    نام استاد : png.vcp.ir

    نام دانشجو : hasan504


فهرست

بخش اول : کلیات

فصل اول : معنای لغوی و اصطلاحی خیانت ................................................................  6

فصل دوم : بررسی انواع خیانت در امانت در فقه اسلامی ...............................................7

فصل سوم : تاریخچه جرم خیانت در امانت ..................................................................12

فصل چهارم : مورد خاص خیانت در امانت ................................................................... 12

بخش دوم : بررسی عنصر مادی جرم خیانت در امانت

فصل اول : وجود رابطه حقوقی امانت آور .....................................................................17

فصل دوم : موضوع جرم خیانت در امانت .....................................................................22

فصل سوم : تعلق مال مورد امانت به دیگری ................................................................23

فصل چهارم : عدم استرداد مورد امانت از ناحیه امین ................................................... 25

فصل پنجم : مصادیق فعل مجرمانه جرم خیانت در امانت .............................................. 26

بخش سوم : عنصر قانونی و روانی (معنوی) جرم خیانت در امانت

فصل اول : عنصر قانونی جرم خیانت در امانت ............................................................. 32

فصل دوم : عنصر معنوی جرم خیانت در امانت............................................................. 34

نتیجه گیری.......................................................................................................      36  

منابع و ماخذ ........................................................................................................  39

 مقدمه

از آنجایی که جرم خیانت در امانت از دسته جرایم علیه اموال و مالکیت محسوب می شود و در امور روزمره مردم جامعه ما
( مثل امانت دادن، عاریه دادن، اجاره دادن و... ) قابل ارتکاب می باشد. لازم و ضروری دیده شد که تحقیقی جامع و مانع نسبت به این جرم تهیه شود تا نقایص تحقیقات و مقالات پیشین را جبران نماید. زیرا اغلب مؤلفینی که در قالب کتاب، تحقیق و مقاله این موضوع را مورد کنکاش قرار داده اند نسبت به نکاتی که جنبه ابهام و اجمال دارند تنها با بیان نظر خود اکتفا نموده اند.

ولی در این تحقیق سعی شده علاوه بر بیان نظریه سایر حقوقدانان، یک نظریه جامع و کامل و در صورت لزوم یک راه حل مناسب برای برطرف نمودن نقایص قانونی ارائه شود.

طبع قضایی برخی از جرایم از قبیل جرم خیانت در امانت به نحوی است که ارتکاب آن مستلزم وجود عناصر و اجزای خاصی است. به طوری که در اثر وجود و اجتماع آنها بر روی هم، آن عمل مجرمانه مورد نظر مقنن، شکل خارجی پیدا می کند.

حقوقدانان دسته بندی های مختلفی در مورد اجزای تشکیل دهنده جرم خیانت در امانت ارائه داده اند. مثلا برخی از حقوقدانان همچون دکتر میر محمد صادقی عنصر مادی جرم خیانت در امانت را در دو بخش رفتار مادی فیزیکی و شرایط و اوضاع و احوال لازم برای تحقق جرم بررسی نموده اند. ولی در این تحقیق دسته بندی که ارائه شده مفصل تر بوده و سعی شده که جرم خیانت در امانت را به صورت جامع و مانع مورد بررسی قرار دهد. ( منظور از جامع و مانع بودن این است که دسته بندی ارائه شده همه مصادیق و اوضاع و احوال عنصرمادی این جرم را دربر بگیرد و مانع ورود اغیار گردد.)

این تحقیق جرم خیانت در امانت را در 3 بخش مورد بررسی قرار می دهد:

بخش اول : بررسی کلیات جرم خیانت در امانت

بخش دوم : عنصر مادی جرم خیانت در امانت

بخش سوم : عنصر روانی و قانونی جرم خیانت در امانت

سؤالاتی که در فصول مختلف این تحقیق سعی شده که به آنها پاسخی مناسب داده شود به شرح ذیل می باشد:

1) اگر امین فوت کند و ورثه وی مال مورد امانت را به ضرر مالک تصرف نمایند، آیا جرم خیانت درامانت از ناحیه ورثه قابل تصور می باشد؟

2) اگر مالک فوت کند و یا مال را به دیگری منتقل کند و امین مال مورد امانت را تصرف کند جرم خیانت در امانت قابل تصور است؟

3) جرم خیانت در امانت در مال مشاع توسط احد شرکا قابل ارتکاب می باشد؟

4) اگر سارق یا غاصب مالی را به امین پسپارد و امین مال را تصاحب کند و از استرداد خودداری نماید آیا خیانت در امانت کرده است؟

5) آیا در عقد وکالت اموالی را که در نتیجه اجرای مورد وکالت تحصیل می شود جنبه امانی دارد؟

6) در عقد بیع با فرض تصرف مشتری در مبیع قبل از پرداخت ثمن آیا خیانت در امانت مصداق دارد؟

7) آیا امین در اثر فراموشی یا اشتباه و یا به موجب حکم دادگاه از استرداد مال مورد امانت خودداری کند خائن محسوب می شود؟

8) آیا تقاص نسبت به مورد امانت از ناحیه امین خیانت تلقی می شود؟

9) اگر مال مورد امانت در اثر قوای قهریه از بین برود مسئولیت امین چگونه است؟

روش تهیه این تحقیق به صورت مطالعه در کتب مقالات و سایتهای اینترنتی می باشد. و به علت کمبود وقت و پراکندگی مرتکبین به جرم خیانت در امانت و عدم همکاری بعضی از مراجع ذی صلاح از مطالعه آماری و میدانی خودداری شده و تنها به روش مطالعه در کتب و مقالات اکتفا شده است.

  بخش اول : کلیات

 فصل اول : معنای لغوی خیانت

معانی متفاوتی برای واژه خیانت بیان شده است که یکی از معانی شمرده شده برای آن پیمان شکنی، نقض عهد و بی وفایی است و برخی از محققان از آن به عدم رعایت امانت تعبیر کرده اند. درهمین مورد درکتاب معجم «مقایس اللغه» چنین آمده است.«یقال خانه یخونه خوفا و ذلک نقصان الوفاء»یکی از معانی خانه (وفا نکردن و نقص در وفای به عهد است.) در کتاب لسان العرب نیز آمده است که شیر را از چیزی که چشمش خیانت کار است تعبیر کرده اند، زیرا نظر می کند برچیزهایی که برای او حلال نیست. راغب اصفهانی نیز این طوری می‌نویسد: خیانت و نفاق دارای یک معنا هستند مگر اینکه خیانت نسبت به عهد و امانت استعمال می شود و نفاق نسبت به دین گفته می شود، بنابراین مخالفت با حق از طریق پیمان شکنی درخفا و سراست و نقیض خیانت امانت است معنای لغوی امانت . امانت همچون «(امن) و (ایمان)» مصدر و از مادۀ (ا.م.ن) است. و درکتاب المصباح المنیر چنین آمده ا ست : امانت برای چیزهایی بکار می‌رود که به امانت نهاده شده اند.

 معنای اصطلاحی خیانت

قانونگذار تعریفی از بزه خیانت در امانت بعمل نیاورده لیکن به نظر برخی از حقوقدانان «خیانت در امانت رفتار مجرمانه و مخالف امانت است نسبت به مال منقول که به موجب هرامی و یا عقدی از عقود امانت آور سپرده به مجرم و یا درحکم آن باشد. »و دکتر میرمحمد صادقی این چنین می نویسد: خیانت در امانت عبارت است از استعمال ، تصاحب تلف یا مفقود نمودن توآم با سوء نیت مالی که از طرف مالک یا متصرف قانونی به کسی سپرده شده و بنابر استرداد یا به مصرف معین رسانیدن آن بوده.

 فصل دوم :بررسی انواع خیانت در امانت در فقه اسلامی

امانت داری از معنا و مفهوی فراگیر برخوردار است که نه به فرد و گروهی خاص از امانت گذاران وامانت داران اختصاص دارد و نه به نوعی خاص از انواع امانتها محدود می شود. آنگاه که از ضرورت امانت داری سخن به میان می آید ممکن است فقط امانتهای دیگر نوعان به ذهن می‌آید ولی حق اینستکه درفرهنگ قرآنی امانت داری تنها به این نوع از امانتها اختصاص نمی یابد بلکه افزون بر آن امانتهای خداوند ، پیامبر اکرم (ص) و امانتهای خود شخص را نیز شامل است و علماء علم حقوق تقسیمات مختلفی را برای امانت داری ذکر کرده اند من جمله:
الف – امانتهای فردی:
امانت داری نسبت به امانتهای فردی امری فراگیر است که هم امانتهای مادی را در بر می گیرد و هم امانتهای معنوی را شامل می شود
امانتهای مادی:
امانتهای مادی براساس تقسیم فقیهان به «امانتهای شرعی » و «امانتهای مالکی» و بر اساس تقسیم حقوقدانان به «امانتهای قانونی » و «امانتهای قراردادی» تقسیم می گردد. امانتهای مالکی یا قراردادی عبارت است از امانتهایی که به اختیار و اذن مالک در اختیار کسی قرار می‌گیرد این امانتها سه فرض دارد:

1- امانتهایی که تنها به مصلحت مالک «امانت گذار» است مانند ودیعه، وکالت بی اجرت و … 

2- امانتهایی که تنها به مصلحت گیرنده امانت «امانت دار» است مانند عاریه و قرض…

3 - امانتهایی که هم به مصلحت مالک و هم به مصلحت امانت دار است مانند مورد اجاره، رهن، مضاربه مال اشرکة، وکالت، محموله های بار در شرکت های حمل و نقل امانتهای شرعی. امانتهای شرعی یا قانونی عبارت است از امانتهایی که بدون رضایت و اختیار مالک و نیز بی هیچ عقد و قراردادی دراختیار کسی قرار می گیرد مانند مالهای یافت شده، غصب شده، به سرقت رفته، مجهول المالک و نیز مالهایی که از سوی کودکان، دیوانگان، سفیهان، اشخاص غیر مسئول به کسی سپرده می شود.

همه امانتهایی مالی و مادی از نظر عقل و دین امانت محسوب می شود و پاسداشتن آن امری بایسته است . از این رو به حکم آیه «ان الله یامرکم ان تؤدو الامانات الی اهلها» باید در اولین فرصت امانتها را به صاحبان آن برگرداند زیرا خیانت در امانت گناهی است بزرگ تا آنجا که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: کسی که در دنیا به امانتی خیانت کند و آن را به صاحبش برنگرداند و مرگش فرا رسد برغیر آئین من مرده است.
ب) امانتهای معنوی :

امانتهای معنوی نسبت به یکدیگر بسیار است که در این بخش از آنها به اختصار اشاره می‌شود:

1 - جان و سلامتی یکی از مسئولیتهایی که افراد در جامعه اسلامی نسبت به هم دارند ضرورت حفظ جان و سلامتی دیگران است بویژه کسانی که به سبب بیماری یا سانحه ای جان آنان به خطر افتاده است امام رضا (ع) می‌فرماید:«انّ الله یکلف اهل الصحة القیام بشأن اهل الزمانة و البلوی» خداوند تندرستان را موظف کرده است که به مدد افراد زمین گیر و دیگر مبتلایان قیام کنند.

2- عهد و پیمان عهد و پیمان از جمله امانتهای معنوی است که وفای به آن امری بایسته است امام علی (ع) می فرمایند: من احسن الامانة رعی الذمم. مهمترین امانتها رعایت عهدهاست. آری این عهد و پیمان بستهای مردم که نشأة گرفته از اعتماد و اتکاء به قول و سخن همدیگر است باعث ایجاد روابط اجتماعی، اقتصادی مستحمکتری می گردد.
منظور از امانت الهی :

در این‏که منظور از این امانت که بر آسمان‏ها و زمین عرضه گردید چیست، دیدگاه‏ها یکسان نیست: به باور برخی، منظور، از این امانت، فرمان‏ها و هشدارهای خداست که مردم را به انجام آن‏ها فرمان داده و به دوری جُستن از کارهای ناپسند و ظالمانه هشدار می‏دهد.

به باور برخی دیگر، منظور مقرّرات و واجباتی است که خدا انجام آن‏ها را بر بندگان لازم شمرده است.

اما عده‏ای دیگر چنین نظر دارند که منظورْ امانت‏های مردم و وفای به عهدها و پیمان‏هاست و نخستین امانت در تاریخ فرزندان انسان این بود که آدم، خاندان خویش را به هنگام حرکت به سوی مکه، نزد پسرش «قابیل» به امانت سپرد و او نیز به امانت پدر خیانت کرد و خون فرزند او «هابیل» را بر زمین ریخت.

چگونگی عرضه داشتن امانت به آسمان‏ها و زمین

در این مورد نیز دیدگاه‏ها متفاوت است:

به باور پاره‏ای، منظور از عرضه داشتن امانت به آسمان‏ها و زمین، عرضه داشتن آن به آسمانیان و زمینیان است.

و منظور از عرضه، روشنگریِ این نکته است که رعایت امانت، لازم و ضروری و خیانت در امانت و تباه ساختن آن و نیز ترک فرایض و فرمان‏های خدا، گناه بزرگی است.

با این بیان، خدا مسؤولیت بزرگ امانت و امانت داری در مورد مقرّرات و قوانین خود را به فرشتگانِ آسمان‏ها و جنّیان و آدمیان که در زمین و کوه و دشت، بیان فرمود، که فرشتگان، از به دوش کشیدن بارِ گرانِ این امانت و امانت داری و نافرمانی خدا هراسیدند، اما انسان جرأت و جسارت نشان داد.

پس آسمانیان و زمینیان از به دوش کشیدن بار این امانت بزرگ سر باز زدند و حاضر نشدند که با پذیرش آن و آن گاه عدم رعایت مقرّرات امانت داری، و گناه و بیدادی که از این راه به بار خواهد آمد و عذابی که دامانشان را خواهد گرفت، همه را به دوش کشند، بنابراین از پذیرش مسؤولیّت آن هراسیدند.

ولی انسان، بارِ گرانِ این مسؤولیّت را به دوش کشید، راستی که او نسبت به خود به خاطر دست یازیدن به گناه، و به اهمیت این امانت و امانت داری، بسیار ناآگاه است.

برخی گفته‏اند: منظور از نادانی انسان، آگاهی او به حسّاسیّت و اهمیّت امانت است و نیز این حقیقت که خیانت به آن، انسان را در خور کیفر و عذاب خدا می‏سازد. آن گاه در این مورد می‏افزاید: تفسیرِ درست آیه شریفه همان است که بگوئیم خدا امانت را به اهل آسمان‏ها و زمین و کوه‏ها عرضه داشت نه به خودِ آن‏ها، چرا که کوه و دشت و آسمان و زمین و یا حشرات و حیوانات، نه دارای خِرد و شعور و قدرت انتخاب و گزینش‏اند و نه مسؤولیّت و تکلیف؛ و به دوش کشیدن بار امانت نیز به مفهوم عدم رعایت مقرّرات امانت داری است؟ چرا که اصل امانت پذیری و امانت داری را فرشتگان نیز پذیرفته و برای رعایت آن قیام کرده‏اند.

خیانت در امانت؟!

دیگران گفته ‏اند: هر کس به امانت خیانت ورزَد، به این معناست که آن را پذیرفته و بار آن را به دوش کشیده است کسی که بار امانت را برندارد، به این مفهوم است که آن را به صاحب امانت داده است و هر کس به گناهی دست یازد، در حقیقت بارِ آن گناه را به دوش کشیده است.

قرآن در این مورد می‏فرماید: وَ لْیَحْمِلْنَ اَثقالَهُم و اَثْقالاً مَعَ اَثقالِهِم؛ و بی‏گمان، آنان بارهای گرانِ گناهانِ خود و بارهای گرانِ گناهان دیگر را با بارهای گرانِ گناهانِ خود بر خواهند گرفت.

با این بیان خدا، آگاهی می‏دهد که دست یازیدن به گناه و زشتی، به سانِ به دوش کشیدن بار آن گناه و بیداد است. این دیدگاه به باور ما نیز دیدگاه خوبی است، چرا که قرآن، روشنگری می‏کند که کفر گرایان و نفاق پیشگان، امانت را برداشتند که منظور، خیانتِ آنان به امانت و نافرمانی آنان از خداست.

پاره‏ای از دانشوران نیز، برداشتن امانت را، خیانت در آن تفسیر کرده و می‏گویند: هنگامی که تو هماره امانتی را به صاحب آن بازگشت می‏دهی و به امانتِ دیگری خیانت می‏کنی، دَر حقیقت به امانت‏ها ناسپاسی کرده‏ای.

گر چه پاره‏ای در این سخن، حمل امانت را، به مفهوم خیانت در امانت گرفته‏اند؛ اما به باور من از این سخن، این مطلب دریافت نمی‏گردد، چرا که ممکن است منظور، قبول امانت باشد که شاعر، آن را در برابر ادای امانت قرار داده است و می‏گوید: هنگامی که تو هماره امانتی را به صاحبِ آن باز گردانی امانت دیگری را بپذیری، در آن صورت خود را به امانت داری و پذیرش و رعایت و ادای امانت مشغول ساخته‏ای و این، کاری سنگین و مسؤولیتی گران است.

فرمان‏ها و هشدارهای الهی

به باور عده‏ای دیگر، واژه «عَرضه» در آیه شریفه به مفهوم سنجش و مقایسه است و «امانت» عبارت از فرمان‏ها و هشدارهای خداست که درباره رعایت آن‏ها از بندگان پیمان گرفته و پیام و پیام رسان در این مورد فرستاده است.

با این بیان، منظور این است که: این امانت در چنان موقعیت والا و مقام پر فراز و پر شکوهی است که اگر با توانایی آسمان‏ها و زمین و کوه‏ها نیز مقایسه و موازنه گردد، از آن‏ها سنگین‏تر و گران‏تر است و آن‏ها با زبان حال، ناتوانی خود را از پذیرش این بار گران و این امانت بزرگ اعلام می‏دارند و از برداشتن آن می‏ترسند.

سپس می‏افزاید: اما انسان همین امانت گران و پر شکوه را که فراتر از توانایی و کشش آسمان‏ها و زمین و کوه‏ها بود، پذیرفت و بار گرانِ آن را بر دوش کشید.

و سرانجام هم به خاطر ستم به خویشتن و ناآگاهی‏اش از اندازه پاداش و کیفر این امانت داری و یا خیانت، آن را تباه ساخت.

از دیدگاه برخی، در آیه مورد بحث، چیزی در تقدیر است و مفهوم آن این است که: اگر آسمان‏ها و زمین از خِرد و شعور بهره‏ور بودند و آن گاه این امانت الهی که عبارت از اصول و فروع و مقرّرات دین و نویدها و پاداش‏ها و هشدارهای خداست، بر آنان عرضه می‏شد و آن‏ها در پذیرش و ردّ آن آزاد بودند، بی‏گمان با همه بی‏کرانی آسمان‏ها و گستردگی و بلندی زمین و کوه‏ها، این امانت و امانت داری بر آن‏ها سخت گران می‏آمد و از بیم کوتاهی در انجام وظیفه و رعایت حق امانت داری، از پذیرش آن سر باز می‏زند، اما انسان با این جسم ناتوانش به خاطر ناآگاهی از گرانی بار این مسؤولیت، نترسید و آن را پذیرفت.

گرامیداشت مقام والای امانت

و از دیدگاه برخی دیگر، نه واژه «عَرض» به مفهوم چیزی است که از ظاهر آن دریافت می‏گردد و نه واژه «اِباء» و سر باز زدن و نپذیرفتنِ امانت از سوی آسمان‏ها و زمین و کوه‏ها. بلکه منظور از این بیان، گرامیداشتِ مقام والای امانت و امانت داری است، نه سخن گفتن با آسمان و زمین و کوه و سنگ. چرا که در فرهنگ و ادبیات عرب این گونه سخن گفتن رایج است که بگوید: «از بهار پرسیدم» و یا «خانه را مخاطب ساختم». و آن‏ها از پاسخ گفتن سر باز زدند که در اینجا منظورْ بیان حال است و نه پرسش و پاسخ ظاهری و زبانی.

بنابراین، منظور از امانت در آیه شریفه، همان نشانه‏های یکتایی و قدرت بی‏کران و دانش و حکمتِ وصف ناپذیرِ آفریدگار هستی است که به آسمان‏ها و زمین و کوه‏ها سپرده شده و آن‏ها آن نشانه‏ها را به نمایش نهادند و هر کدام با همه وجود بر یکتایی پدید آورنده خویش گواهی دادند. اما انسان کفر گرا و حق ستیز در اثر بیدادگری و نادانی‏اش به انکار خدا پرداخت و راه شرک و بیداد در پیش گرفت.

انسان‏های تربیت نایافته

منظور از انسان در آیه شریفه که به ستمکار و نادان وصف شده است، کدامین انسان است؟ همه انسان‏ها یا گروهی خاص؟ به باور مفسران، منظور، همه انسان‏ها نیست. بلکه انسان‏های ساخته نشده و تربیت نایافته و به توحید گرایی و پروا پیشگی و ایمان و ارزش‏های انسانی آراسته نشده مورد نظر است، و آیه مورد بحث، نظیر این آیه است که می‏فرماید: سوگند به روزگار پیروزی حق بر باطل که انسان دستخوش زیان است.

و نظیر این آیه که می‏فرماید: انسان نسبت به پروردگارش سخت ناسپاس است. و نظیر این آیه است که: و اما انسان هنگامی که پروردگارش وی را می‏آزماید و عزیزش می‏دارد و به او نعمت بسیار می‏دهد، می‏گوید: پروردگارم مرا گرامی داشته است.

با این بیان منظور از انسان در آیه مورد بحث، بسان آیاتی که ترسیم گردید، انسان خودکامه و خشن و بیدادگر و تربیت نایافته و به ایمان و ارزش‏های والای انسانی و الهی آراسته نشده است نه همه انسان‏ها. و نیز هرگز نمی‏توان گفت که منظور از انسان در آیه مورد بحث، نخستین انسان آفرینش است، چرا که او در قرآن شریف به برگزیده خدا وصف شده و برگزیده الهی را هرگز نمی‏توان به عنوان ستمکار و نادان وصف نمود.

 فصل سوم :تاریخچه جرم خیانت در امانت

در حقوق روم جرم خیانت در امانت تحقق عنوان فرتوم (fartum) قابل مجازات بوده است.فرتوم عنوان بزه عام و کلی بوده که شامل سرقت، کلاهبرداری و خیانت در امانت در مفاهیم امروزی آن می شد. و عبارت بود از تصاحب یا تصرف مال متعلق به غیر اعم از اینکه شئی مورد تصرف، توسط خود مالک یا متصرف به بزهکار تسلیم میگردد یا اینکه شخصا آن را بدست می آورد. به مرور زمان در قوانین کشورهای مختلف از جمله کشورهای اروپایی مثل فرانسه، بلژیک ، سوئیس، این جرم که مشتمل برسوء استفاده از اعتماد دیگری است از جرم سرقت که عبارت از ربایش مال غیر، بدون رضایت و آگاهی وی می باشد و از کلاهبرداری و نیز از سایر جرایم علیه اموال تفکیک شد. البته این تفکیک در همه نظامهای حقوقی مشاهده نمی‌گردد. برای مثال در حقوق انگلیس جرم مستقلی تحت عنوان خیانت در امانت وجود ندارد و هرگونه تصاحب مال متعلق به دیگری اعم از اینکه آن مال به مجرم سپرده شده و یا وی آنرا ربوده باشد تحت عنوان سرقت قابل تعقیب باشد. بنابراین از نظر حقوق انگلیس تصاحب اتومبیلی که توسط یک شرکت کرایه اتومبیل به شخص سپرده شده است درست همانند ربایش پنهانی آن، سرقت محسوب می‌گردد. و در حقوق ایران در قبل از انقلاب در ماده 241 عنصر قانونی جرم خیانت در امانت را تعریف نموده و این ماده درسال 1362 و سال 1375 دچار تغییرات اساسی شده است.

 فصل چهارم : صور خاص جرم خیانت در امانت

 ماده 117 قانون تعزیرات سال 1362 قانون تعزیرات دربرخی از مواد خود به اشکال خاصی از جرم خیانت در امانت اشاره کرده است. سایر قوانین نیز هرگاهی به جرایم درحکم خیانت در امانت اشاره کرده اند؛ در این مبحث نمونه هایی از این گونه جرایم را به ترتیب مرود بررسی قرار می دهیم:
1- سوء استفاده از ضعف نفس اشخاص

ماده 117 قانون تعزیرات مصوب سال 1362 که قبلا عنصر قانونی این جرم را درحقوق ایران تشکیل می داد اشعار می داشت: «هرکس از ضعف نفس یا هوی و هوس و یا حوایج شخص غیررشیدی استفاده کرده برضرر او نوشته یا سندی از قبیل قبض و حواله وبرات و فته طلب و چک و مفاص حساب . و نوشته امانت یا قبض اشیاء منقول و اجناس تجارتی و غیره... هرچیز که موجب الزامی می شود از او بگیرد به هر نحو و به هر طریق که این کار را کرده باشد به شلاق تا 74 ضربه محکوم خواهد شد. » با پیش بینی این جرم قانونگذار در واقع کلیه افراد جامعه را نسبت به نوشتجات یا اسناد متعلق به اشخاص غیررشید امین محسوب کرده و آنان را از سوء استفاده از این نوشتجات یا اسناد برحذر می داشت. در این بخض ابتدا اجزای سه گانه عنصرمادی این جرم را به طور خلاصه توضیح داده و سپس به تغییراتی که درمورد این جرم درقانون تعزیرات سال 1375 انجام شده می پردازیم.

2) عمل مادی (فیزیکی)

عمل فیزیکی عبارت است از اخذ نوشته یا سند بود بدین ترتیب اخذ مال از شخص غیررشید باسوء استفاده از ضعف نفس با این که مستقیما موجب ضرر به وی می گردد مشمول حکم این ماده قرار نمی گرفت مثل اینکه کسی با سوء استفاد از ضعف نفس غیررشیدی اتومبیل یا پول او را تصاحب کند. همین طور سوء استفاده از ضعف نفس شخص غیررشید و ترغیب او به انجام معامله زیان آور نیز را شمول ماده خارج است.
آیا قانونگذار در این ماده واژه غیررشید را در معنای خاص آن معادل واژه سفیه به کار برده و یا درمعنای عام آن که در برگیردنده سفیه، مجنون و نابالغ می باشد؟نظر دکتر میرمحمد صادقی اینست که معنای دوم محتمل تر به نظر می رسد زیرا درصورت تمایل قانونگذار به منحصر کردن حکم به سفیهان استفاده از کلمه سفیه به جای غیررشید اولی بود .مضافا اینکه از میان این سه طبقه سفیهان که از سایرین نیازمندتر به حمایت قانونگذار می باشند در حالی که اشخاص نابالغ یا مجنون دراین زمینه ها نقص کلی دارند بنابراین معقول نیست که قانونگذار از گروهی که کمتر نیاز به حمایت دارند حمایت کرده ولی دو گروه دیگر را به فراموشی سپرده باشد.
ثانیا: حتی با فرض غیر رشید بودن قربانی ، این جرم تنها درصورتی تحقق می پذیرفت که اخذ نوشته یاسند با سوء استفاده از «ضعف نفس یا هوی و هوس یا حوائج شخص غیررشید» صورت می گرفت. بنابراین اگر برای مثال، شخصی غیررشید خود بدون اینکه اقدامی از سوی طرف مقابل انجام شده باشد، نوشته یاسندی را دراختیار او قرار می داد شخص اخیرالذکر را نمی توانستیم به ارتکاب جرم موضوع ماده 117 قانون تعزیرات محکوم کنیم.
ثالثا: دقت در ماده 117 قانون تعزیرات نشان می داد که تحقق ماده مذکور مستلزم آن نبود که نوشته یا سند به امضای شخص غیررشید باشد بلکه مساله مهم اخذ نوشته یا سند التزام آور ازشخص غیر رشید بود بنابراین ممکن بود که نوشته یا سند التزام آور به امضای ولی یاقیم غیررشید رسیده باشد مثل اینکه ولیّ یا قیم چکی را ازحساب شخص غیررشید صادر کرده و آن را نزد وی می گذاشت در این صورت هرگاه کسی با سوء استفاده از ضعف نفس شخص غیررشید چک مزبور را از روی اخذ می نمود مرتکب جرم موضوع ماده 117 قانون تعزیرات می‌گشت. قانون گذار در قانون تعزیرات مصوب سال 1375 ماده 596 را جایگزین ماده 117 سابق کرده و تغییراتی را در آن ایجاد نمود. علاوه برتغییرات واضحی مثل تغییر از حیث میزان مجازات یا تشدید مجازات ولی و وصی در صورت ارتکاب این جرم و نیز افزودن عباراتی مثل «اعم از تجاری و یا غیرتجاری» و «برائت ذمه گیرنده سند یا هرشخص دیگر» و «علاوه برجبران خسارت» به ماده 596 ابهامی که درمورد این ماده نسبت به ماده 117 سابق پیش می آید اینست که آیا در این ماده نیز مثل ماده 117 تنها اشخاص غیررشید مورد حمایت مقنن قرار گرفته اند یا این که عبارت صدر ماده درصدد تسرّی شمول آن به همه اشخاص می باشد؟ برای یافتن پاسخ این سوال مجددا به عبارت صدر ماده توجه می کنیم: «هرکس بااستفاده از ضعف نفس یا هوی و هوس او به حوائج شخص غیررشید به ضرر او نوشته یا سندی.... بهر نحو تحصیل نماید.» ظاهر این عبارت نشان می دهد که «ی» در کلمۀ «شخصی» یا ی وحدت است و بدین ترتیب ماده هرگونه استفاده از ضعف نفس اشخاصی اعم از رشید یا غیررشید، را که باعث اخذ نوشته یا سند التزام آور و یا برائت دهنده گردد تحت شمول خود دانسته است.

ذکر این نکته ضروری است که مقنن در اصلاحات سال 75 ماده راجع به موضوع مورد بحث را از فصل راجع به خیانت در امانت به فصل راجع به ارتشاء ربا و کلاهبرداری منتقل کرده است.

3) سوء استفاده از سفید مهر و سفید امضاء

ماده 118 قانون تعزیرات مصوب سال 1362 که قبلا عنصر قانونی این جرم را در ایران تشکیل می‌داد اشعار می داشت.«هرکسی از سفید مهری که به او سپرده شده سوء استفاده کرده و از روی تقلب انتقال یا برائت ذمه یا چیز دیگری که موجب خسارت صاحب امضاء یا مهر شود روی آن بنویسد محکوم به شلاق تا 74 ضربه خواهد شد.»
بدین ترتیب جرم این ماده مواردی را در بر می گرفت که کسی کاغذ سفیدی را امضا کرده و آن را پیگیری می داد و از وی می خواست که متن شخصی را بروی آن بنویسید ولی گیردنده سفید امضاء برخلاف دستور صاحب امضاء در ورقه مذکور متنی دال بر مدیون بودن صاحب امضاء برروی نوشته و بدین ترتیب موجب خسارت به صاحب امضاء می‌گردید. همین طور اگر بازرگانی به دلیل مسافرتی که در پیش داشت یا به خاطر مشغله ای که با آنها مواجه بود چکی را امضا نموده و آن را به حسابدار خود می داد و از وی می خواست که آن چک را به نام شخصی که از بازرگان طلبکار است و به میزان طلب وی تنظیم کرده و برای طلبکار ارسال دارد ولی حسابدار آن را به نام خود نوشته و چک را نقد می کرد عنصر مادی این جرم تحقق می یافت. این مواد در حقوق فرانسه تحت عنوان کلاهبرداری و درحقوق انگلیس بنا برقانون جعل و قلب مصوب سال 1981 تحت عنوان جعل پیگیری می باشد.
به نظر می رسد.که برای برای تحقق این جرم برطبق ماده 118 سابق ورودخسارت مالی و اقتصادی به صاحب امضاء یا مهر ضرورت داشت بنابراین هرگاه کسی با نوشته مطلبی موجب بروز مشکلات جزایی یا سیاسی برای صاحب امضاء یا مهر و یا باعث هتک حیثیت وی می‌گردید یا مثلا با نوشتن یک پیشنهاد ازدواج برروی سفید امضاء و نشان دادن آن به همسر صاحب امضاء موجب مشکلات خانوادگی و احیانا طلاق گرفتن همسر صاحب امضا از وی می شد. تحقق جرم موضوع ماده 118 قانون تعزیرات مورد تردید قرار می گرفت.

عنصر روانی جرم سوء استفاده از سفید مهر
عنصر روانی جرم سوء استفاده از سفید مهر متشکل از دو جزء می باشد:

الف) سوءنیت عام:
عام به معنای عمد در ارتکاب عمل فیزیکی، یعنی عمد در نوشتن مطالب تعهدآور بر روی سفید امضا ء و سفید مهر.
ب) سوء نیت خاص:
یعنی قصد نیل به نتیجه یعنی ایراد خسارت به صاحب امضاء یا مهر و با فقدان هریک از این دوجزء عنصر روانی جرم متزلزل می گشت .بنابراین هرگاه گیرنده سفید مهر این کار را عمدا ولی تنها به قصد کمک به صاحب امضا یا مهر انجام می داد مثل اینکه چک سپرده شده به وی را به نامه ادارۀ برق نوشته وآن را به ادارۀ مذکور ارسال می داشت تا از قطع برق منزل یا تجارت خانۀ صاحب امضاء جلوگیری کند یا این کار را تنها به قصد نشان دادن اعتبار خود به همکاران و دوستان انجام می داد عنصر روانی این جرم تحقق نمی پذیرفت. باتصویب قانون تعزیرات جدید سال 1375 ماده 673 تحت عنوان خیانت در امانت جانشین ماده 118 سابق شد و متن ماده 673 به قرار زیر است. «هرکس از سفید مهر یا سفید امضایی که به وی سپرده شده است یا به هرطریق به دست آورده سوء استفاده نماید به یک تا سه سال حبس محکوم خواهد شد.» این ماده علاوه بر تغییر میزان مجازات این جرم ، تفکیک بین حالتی که سفید مهر یا سفیدامضاء به فرد سپرده شده و حالتی که خود وی به آن دست یافته است را از میان برداشته و باهر دو برخوردمشابهی کرده است مادۀ 673 به علاوه هرگونه سوء اسفتاده از سفید امضاء یا سفیدمهر را مشمول ماده قرار داده است و بنابراین آنچه که فوقا درمورد ماده 118 سابق و لزوم ورود خسارت مادی بر اساس آن گفتیم درمورد ماده 673 صدق نمی کند.
بدین ترتیب کسب اعتبار و شهرت کاذب با نوشتن مطالبی برروی سفید امضاء یا ایجاد مشکلات سیاسی و عاطفی و خانوادگی برای صاحب امضاء باانجام این کار می تواند موجب تحقق جرم موضوع ماده 673 گردد.
سوء استفاده از سند ممکن است برعلیه صاحب سند یا شخص ناشی باشد چون بطور مطلق بکار رفته است ضرر غیرمادی را هم دربرمی گیرد نظیر آنکه کاندیدایی به کسی سفید امضاء داده تا عملی را ازطرف او انجام بدهد. اما آن شخص انصراف کاندیدا را به مرجع قانونی بدهد.

4) خیانت مستخدمین دولت در اموال و اسناد دولتی

یکی از فروض جرم خیانت در امانت جرم اختلاس میباشد که درلغت به معنی ربودن، جداکردن، و برداشتن چیزی از روی چیز دیگر است. اختلاف اختلاس با خیانت در امانت آنست که مرتکب آن مامور دولت بوده و نسبت به اموال متعلق به دولت یا اموالی که از طرف اشخاص نزد دولت به امانت گذاشته شده و به حسب شغل یا ماموریت مامور نزد وی می باشد. مرتکب خیانت می شود. عنصر قانونی این جرم که دارای ماهیت عمومی و غیرقابل گذشت است ماده 5 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری مصوب سال 1367 است .که جایگزین ماده 75 قانون تعزیرات سال 1362 شده است. هریک از کارمندان و کارکنان ادارات و سازمانها و یا شوراها... وجوه یا مطالبات یا حواله های سهام واسناد و اوراق بهادار و یا سایر اموال متعلق به هریک از سازمانها و مؤسسات فوق الذکر و یا اشخاصی را که برحسب وظیفه به آنها سپرده شده است به نفع خود یا دیگری برداشت و تصاحب نماید مختلس محسوب خواهد شد.
برای تحقق جرم موضوع این ماده :

اولا:مرتکب باید از کارمندان و کارکنان و مؤسسات مذکور در ماده اعم از رسمی، قراردادی، پیمانی باشد.
بنابراین کارمندان شرکتهای خصوصی که دراموال شرکت مرتکب خیانت می شوند یا اشخاص عادی که به دلایلی اموال دولتی دراختیارشان قرار می گیرد و آنها را تصاحب می کنند از شمول این ماده خارج می باشند.
بدین ترتیب هرگاه کارمند دولت اموالی را که حسب وظیفه به وی سپرده شده است جهت تصاحب به یک شخص غیرکارمند بدهد شخص اخیرالذکر را نمی توان مختلس دانست ولی هرگاه ، همین عمل او به معنای تسهیل اختلاس کارمند باشد، محکوم سپردن وی به معاونت دراختلاس ممکن خواهد بود.
ثانیا: بنا به یک نظر با توجه به نمونه های ذکر شده در ماده قانونی «اختلاس شامل اموال غیرمنقول نمی شود و منصرف به اموال منقول است» نظریه شماره 4218/7/مورخ 24/7/1373 اداره حقوقی قوه قضائیه.
لیکن شاید بتوان گفت این نظر مربوط به زمانی است که جرم خیانت در امانت به عنوان جرمی که اختلاس یکی از صور خاص آن است تنها در اموال منقول قابل تحقق بود ولی حال که بنا به تصریح ماده 674 قانون تعزیرات خیانت در امانت شامل اموال غیرمنقول هم می شود دلیلی برای محدود کردن اختلاس به اموال منقول وجود ندارد به ویژه از آن رو که ماده 5 فوق الاشعار از عبارت «سایر اموال متعلق به » استفاه کرده است و واژه «اموال» واژه ای عام است که شامل اموال منقول و غیرمنقول می شود.

شق دیگر از خیانت مستخدمین دولت در ماده 604 قانون تعزیرات سال 1375 پیش بینی شده است . به موجب این ماده «هر یک از مستخدمین دولتی اعم از قضائی و اداری نوشته ها و اوراق و اسنادی را که برحسب وظیفه به آنان سپرده شده یا برای انجام وظایفشان به آنها داده شده است معدوم یا مخفی نماید یا به کسی بدهد که به لحاظ قانون از دادن به آن کس ممنوع می باشد علاوه برجبران خسارت وارده به حبس از سه ماه تا یک سال محکوم خواهد شد. »

6

بخش دوم : بررسی عنصر مادی جرم خیانت در امانت

  فصل اول :وجود رابطه حقوقی امانت اور

گفتار اول : نخستین جزء از اجزای مادی جرم خیانت درامانت که اساس این جرم را تشکیل می دهد این است که مال یا شئ مورد امانت به یکی از طرق که در بخش سوم به آن اشاره خواهد شد. به امین سپرده شده باشد. همانطور که دکتر میر محمد صادقی می فرمایند: « برای تحقق جرم خیانت در امانت لازم است که مال موضوع جرم توسط مالک یا متصرف قانونی به امین سپرده شده باشد. والا اگر شخصی خود مال را به دست آورده باشد ارتکاب خیانت در امانت از توسط وی متصور نخواهد بود. »

آرای متعدد دیوان عالی کشور لزوم شرط سپرده شدن مال یه امین را مورد تاکید قرار داده اندو برای تقریب به ذهن به چند نمونه از آن در سطر های زیر اشاره شده است.

رای شمار 1451 مورخه 30/6/1317 شعبه پنجم : « تصرف در مال گمشده خیانت در امانت نیست زیرا مال به متهم سپرده نشده است»

رای شماره 384 مورخه 26/12/1316 شعبه دوم : « مطابق ماده 241 قانون کیفری عمومی به نحو کلی هر وقت به کسی مالی سپرده شود و بنا باشد که به صاحبش مسترد گردد و شخصی که مال به او سپرده شده بدون اجازه صاحب مال، تصرف به ضرر مالک در آن بنماید (اعم از عاریه، ودیعه و امثال آن) مجرم محسوب و قابل تعقیب خواهد بود. »

بدین ترتیب معلوم می شود که تحقق جرم خیانت در امانت فرع بر سپرده شدن مال به امین است. یعنی مال باید واقعا از سوی مالک یا متصرف قانونی به امین سپرده شود و شرط استرداد یا به مصرف معین رسانیدن وجود داشته باشد.

حال چند سؤال مهم در ذهن تداعی می شود که باید به آنها پاسخ گفت :

1) اگر امین فوت کند و ورثه وی مال موضوع امانت را به ضرر مالک تصرف کنند تکلیف چیست؟ آیا خیانت در امانت محسوب می شود؟ حقوقدانان در پاسخ به این سؤال دو دسته نظریه متفاوت ومتضاد ارائه داده اند:

الف) عده ای از حقوقدانان همچون دکتر میر محمد صادقی معتقدند: «اگر امین فوت کرده و ورثه او مال سپرده شده به امین را تصرف کنند مرتکب جرم خیانت در امانت نشده اند، زیرا که مال به آنها سپرده نشده بود» (1)  به عبارت دیگر معتقدند که عنصر اساسی سپرده شدن در رابطه بین ورثه امین با مالک یا متصرف قانونی وجود ندارد.

ب) عده دیگر از حقوقدانان همچون دکتر صالح ولیدی معتقدند: « در مورد فوت امین که مال امانی در اختیار ورثه او قرار می گیرد، ورثه امین حکم خود امین را خواهند داشت و در صورت عالم بودن به امانت هرگاه آن را تصاحب کنند خائن محسوب می شوند.»

نظر مولف: به نظر می رسد نظریه حقوقدانان گروه دوم به انصاف نزدیکتر باشد و طبع آدمی این نظر را می پسندد که وراث به دلیل ارتکاب عملی خلاف شئونات انسانی مجازات شوند. ولی از طرف دیگر نظریه گروه اول به اصول، قواعد و موازین علم حقوق نزدیکتر می باشد. و بنا بر اصل تفسیر مضیق قوانین جزایی و تفسیر به نفع متهم و اینکه اعتقاد به این نظریه دامنه شمول جرم خیانت در امانت را کمتر می کند، بهتر است نظریه گروه اول را بپذیریم.

راه حل: قانونگذار بایستی برای رفع این نقص قانونی، ماده واحده جدیدی در مورد مسئولیت کیفری وراث امین متوفی وضع کند که هم عدالت و انصاف در نظر گرفته شود و هم موازین علم حقوق رعایت گردد. 

 2) اگر مالک فوت کند و یا مالکیت مال را به دیگری منتقل کند سپس امین نسبت به مال عمل خائنانه ای انجام دهد، آیا جرم خیانت در امانت صورت پذیرفته است؟ پاسخ به این سؤال مثبت است و خیانت در امانت محسوب خواهد شد زیرا عنصر اساسی سپرده شدن موجود بوده و با فوت مالک از بین نرفته است.

نظر دکتر میر محمد صادقی بر این است که: « موارد امانت قانونی ، یعنی مواردی که مقنن شخصی را نسبت به مالی امین فرض کرده بدون آنکه عملا عنصر سپردن به شرط استرداد یا به مصرف معینی رسانیدن وجود داشته باشد، جزء در موارد مصرح از شمول مقررات راجع به خیانت در امانت خارج است » (1) بنا براین مواردی مثل پیدا کردن اشیای گمشده و وصی نسبت به اموالی که به موجب وصیت در ید وی می باشد، که به موجب ماده 858 قانون مدنی در حکم امین محسوب می شود و همچنین ولی قهری که که مسئول اموال مولی علیه می باشد، را در صورت استعمال، تلف، تصاحب و مفقود کردن به موجب جرم خیانت در امانت نمی توان مجازات نمود.

گفتار دوم: حال به منشا و مبنای برقراری رابطه حقوقی امانت آورمی پردازیم که بر حسب موارد ممکن است به یکی از طرق زیر ایجاد گردد:

الف) ایجاد رابطه امانی ناشی از عقد امانت آور

این رابطه امانی که معمولا بر اساس توافق اراده صاحب مال یا متصرف آن با امین صورت می گیرد لازمه اش این است که در چهارچوب عقد امانت آوری چون ودیعه، اجاره ، عاریه و وکالت تحقق پیدا کند بنابراین هرگاه بین دو نفر قرارداد یا عقدی به صورت قرض یا بیع ایجاد شود، مورد از شمول حکم خیانت در امانت خارج خواهد بود.

تذکر: لازم به ذکر است شخصی که به موجب عقد امانت آوری مال را به دیگری می سپارد تصرفش باید مورد حمایت مقنن باشد تا عنصر سپرده شدن نیز مورد حمایت قانونگذار قرار گیرد.

به عبارتی اگر غاصب یا سارق مال را به امین بسپارد در مقابل امین مال را به مالک اصلی بدهد نه تنها مرتکب جرم خیانت در امانت نشده بلکه به وظیفه قانونی خویش عمل کرده است. و حتی اگر مال را به صاحب اصلی باز نگرداند و خود تصاحب کند باز هم جرم خیانت در امانت محقق نشده است زیرا عنصر سپرده شدن که مراد مقنن است محقق نشده نکته قابل توجه این است که در مثال فوق تفاوتی بین آگاهی یا عدم آگاهی امین بر مسروقه یا غصبی بودن مال وجود ندارد و عنصر سپرده شدن به لحاظ قانونی نبودن، تصرف امانت دهنده مخدوش می باشد.

نظر دیوان عالی کشور نیز مؤید این مطلب می باشد: « ماده 241 قانون کیفری عمومی ناظر به مواردی است که مال موضوع امانت از طرف مالک یا متصرف مال به کسی سپرده شده باشد و مقصود از متصرف هم در این مورد کسی است که مال را به نحوی در تصرف داشته باشد که تصرف او قانونا محترم شناخته شود و نظر به مورد که تسلیم کننده مال به متهم آن را از طریق سرقت به دست آورده نخواهد بود، گرچه تصاحب امانت گیرنده در مال قانونا ممنوع بوده و موجب مسئولیت مدنی است.»  

سؤال: آیا در عقد وکالت اموالی که در نتیجه اجرای مورد وکالت تحصیل می شود جنبه امانی دارد؟ از نظر کیفری هرگاه به موجب عقد وکالت یکی از طرفین طرف دیگر را برای انجام امری نایب خود قرار دهد (مثلا کسی به دیگری وکالت می دهد اتومبیل مرا بفروش ) در این قبیل موارد علاوه بر اموال و اشیایی که موکل برای انجام امور وکالت به وکیل سپرده است سایر اموال و وجوهی که در اثر اجرای مورد وکالت به دست وکیل می رسد گرچه مستقیما از ناحیه موکل در اختیار وکیل قرار نگرفته ( ظاهرا عنصر سپرده شدن موجود نیست) ولی چون متعلق حق موکل است جنبه امانی دارد و سوء استفاده از آن از طرف وکیل جرم محسوب می شود دیوان عالی کشور در آرای متعددی این مسئله را مورد تاکید قرار داده است در سطر های ذیل به نمونه هایی از آرای دیوان اشاره می شود:

1) تصاحب ثمن قالی امانتی که به اجازه مالک به فروش رسیده و بنا بر رد ثمن آن بوده خیانت در امانت محسوب می شود.

2) همانطور که تصاحب و استعمال مال سپرده شده خیانت در امانت است در جایی هم که امین آن را با اجازه مالک فروخته و بهایش را به مصرف شخصی خود رسانده باشد خیانت در امانت محسوب می شود.

3) اگر کسی مالی را از یک نفر بگیرد که پس از فروش بهای آن را رد کند در حقیقت بهای مزبور نزد امین به امانت بوده و تصاحب بها پس از فروش از مصادیق خیانت در امانت است.

سؤال: در عقد بیع با فرض تصرف مشتری در مبیع قبل از پرداخت ثمن آیا خیانت در امانت مصداق دارد؟ در عقد بیع هرگاه مشتری قبل از پرداخت ثمن مبیع را متصرف شود به علت آنکه عقد بیع متضمن تملیک مال به مشتری است که این بر خلاف عقود مذکور در ماده 674 قانون مجازات اسلامی می باشد که متضمن سپردن مال به امین هستند به عبارتی ساده تر از آنجا که عقد بیع بعد از انشاء تملیک ایجاد می کند و فروشنده مبیع را به عنوان امانت به خریدار نمی سپارد. رابطه حقوقی امانت آور بین فروشنده و خریدار ایجاد نمی شود.(تحقق بیع منوط به پرداخت ثمن نیست)

ب) ایجاد رابطه امانی عرفی

قانونگذار منشاء این طریق ایجاد رابطه حقوقی امانت آور را در ماده 674 با استفاده از جمله ذیل بیان نموده است: « ... هر کار با اجرت یا بی اجرتی که به کسی داده شده و بنا براین بوده است که اشیاء مذکور مسترد شود یا به مصرف معینی برسد ... » در حقیقت تشخیص وجود رابطه امانی در این قبیل موارد بر حسب مورد بر اساس عرف خواهد بود.

شعبه دوم دیوان عالی کشور در یکی از آرای قدیمی خود عرف و عادت را نیز در وقوع عقد امانت مؤثر دانسته و اعلام داشته است: « امین بودن کسی نسبت به یک مال یا بر حسب سپرده شدن مال است به او یا بر حسی عرف و عادت. بنا بر این اگر در انبار مشترک بین دو نفر یکی مال اختصاصی داشته باشد و دیگری که کلید انبار پیش اوست مال اختصاصی شریک خود را حیف و میل کند خائن در امانت شناخته شده چون شخص مزبور عرفا امین می باشد اگرچه مال به او سپرده نشده است »

لازم به ذکر است که تسلیم شئ به صورت عرفی باید در اثر عقدی از همان عقود مذکور در ماده 674 قانون مجازات اسلامی باشد در عقود و قرار دادهای مزبور باید توافق شده باشد که مال مورد امانت مسترد شود یا به مصرف معینی برسد. بنا براین اگر خارج از قرار داد مورد بحث چیزی در اختیار کسی باشد و این شخص آن را تصاحب، تلف، مفقود و یا استعمال بکند چنین عملی بزه خیانت در امانت نیست.

ج) ایجاد رابطه امانت آور قضائی 

این قسم رابطه امانی بر اساس تصمیم مقامات قضائی برقرار می گردد مانند نصب قیم برای صغار و یا نصب  امین برای اداره امور غایب مفقود الاثر و نظایر آن  همینطور مستنبط از مفاد مواد 1217، 1235، 1012 قانون مدنی مقام قضایی صلاحیت دار ممکن است برای اداره اموال صغاری که ولی خاصی ندارند و یا برای افرا غیر رشید که عدم رشد آنها متصل به زمان صغر آنها نباشد نصب قیم نمایند.

در این موارد اموالی که در اختیار قیم و یا امین قرار می گیرد هرگاه بر اثر رفتار مجرمانه بر خلاف مقتضای امانت داری یاشد و موجب سوء استفاده قیم ویا امین شود عمل آنها تحت عنوان خیانت درامانت قابل تعقیب کیفری و مجازات خواهد بود.

د) ایجاد رابطه حقوقی امانت آور قهری

در پاره ای ازاوقات منشاء ایجادروابط حقوقی امانت آور ممکن است به صورت قهری و بدون توافق قبلی امین با صاحب مال فراهم گردد حال برای تقریب به ذهن مثالی مورد بررسی قرار می گیرد

فرض کنید دو نفر با مشارکت یکدیگر نمایشگاه اتومبیل دایر می کنند و یکی از آن دو مسئولیت تحویل و تحول اتومبیل مراجعان را عهده دار می شود و دیگری مسئولیت مالی را قبول می کند چنانچه بر اثر تصادف یا حادثه ای ، شریکی که متصدی امر تحویل و تحول اتومبیل مراجعان است نمایشگاه را ترک گوید در این شرایط شریکی که متصدی امور مالی است با علم و اطلاع یکی از اتومبیل ها را تصرف نماید و در مقام مراجعه صاحب مال از رد اتومبیل به او خودداری نماید.

حال با شکایت صاحب مال دادگاه با احراز مدارک مربوط به مشارکت نامبرده و علم و اطلاع او از اینکه اتومبیل تصاحب شده امانی می باشد تصرف او نسبت به مال را قهرا امانی خواهد شناخت و مالک جرم خیانت در امانت او همان رابطه امانت آور قهری است. 

جهت دریافت بعقیه تحقیق لطفا به بخش دوم  مراجعه نمایید.

تاریخ ارسال بخش دوم 91/10/8


75



:: بازدید: 11816 مرتبه
:: موضوع: علمی - علمی
ن : png
ت : یکشنبه 24/07/1390
17 دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

پدرام در تاریخ : جمعه 3 شهریور 1391 - - گفته است :
سلام خوب جمع آوریش کردی ولی چرا کاملش نکردی اگه میشه کاملش رو بزار ممنون

jaki در تاریخ : شنبه 9 دی 1391 - - گفته است :
خیلی عالی بود ممنون

سیماالهی در تاریخ : دوشنبه 2 بهمن 1391 - - گفته است :
برای تدوین این مقاله زحمت زیادی کشیده شده

shahrir در تاریخ : سه شنبه 3 بهمن 1391 - - گفته است :
ممنون خوب بود تشکر از کار خوبتون

فاطمه شریفیان در تاریخ : یکشنبه 6 اسفند 1391 - - گفته است :
سلام خیلی عالی بود قسمت دوم رو کی میزارین؟ از تاریخی که گفه شد خیلی وقته گذشته میشه واسم ایمیل کنید؟؟؟؟؟؟
پاسخ شما : قسمت دومش رو گذاشتم میتونید از لینک علمی دریافت کنید

عسل در تاریخ : پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392 - - گفته است :
سلام ممنون من برای تحقیق و یاد گیری خودم میخواستم

حیدر در تاریخ : پنجشنبه 16 خرداد 1392 - - گفته است :
واقعا استفاده کردم، مرسی

نجمه کاملی گلیردی در تاریخ : سه شنبه 26 شهریور 1392 - - گفته است :
سلام تحقیق شما بسیار کامل بود اگه امکان داره قسمت دوم آنرا برایم ایمیل فرمایید با سپاس فراوان

طاهره در تاریخ : دوشنبه 15 مهر 1392 - - گفته است :
با سلام . اگه امکانش هست ادامه ی این تحقیق رو نیز برام ایمیل کنید

مسعود در تاریخ : پنجشنبه 30 آبان 1392 - - گفته است :
سلام با تشکر ازکار خوبتون لطفا کاملش رو برام ایمیل کنید.حالا که بخش اولش رو خوندیم مشتاق به خواندن بقیه مقاله هستیم.

عبدالصمد در تاریخ : جمعه 1 آذر 1392 - - گفته است :
باتقدیم احترامات فایقه خدمت تمام حقوق دانان گرامی ایران زمین !میخواستم به عرض برسانم اینکه درصورتیکه امکان اش باشد جندمقاله ی راازنظرقانون جزای افغانستان هم به بررسی بگیرید تا باشد که برادران همربان تان نیز ازاندوخته های تان بهره مند شوند

محسن در تاریخ : سه شنبه 5 آذر 1392 - - گفته است :
ممنون بابت تحقیق خوبتونو اگه ممکنه تحقیقتونو کامل برام میل کنید. ممنون.

حسین در تاریخ : دوشنبه 18 آذر 1392 - - گفته است :
خیلی ممنون عالی بود

علیرضا در تاریخ : دوشنبه 21 بهمن 1392 - - گفته است :
یه نفر کیف اش رو تو ماشین جا گذاشت بعد از تماس نسبت به بنده فحاشی کرده حالا علیه من به جرم کیف قاپی شکایت کرده و در دادگاه اظهارات بنده را تایید کرد ولی قاضی گفت چون برای یکسال کیف وموبایل رو پس ندادی متهم به خیانت در امانتی و پرونده را به شعبه کیفری ارجاع داد البته رضایت نامه محضری از شاکی گرفته و ضمیمه پرونده کردم به نظر شما نتیجه چی میشه؟

آرش مدیر سایت در تاریخ : دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 - - گفته است :
بسیار عالی و مفید بود ممنون.قسمت دومش رو هم دیدم.بازم ممنون

شقایق در تاریخ : پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393 - - گفته است :
خیلی عالی بود

zahra در تاریخ : یکشنبه 11 خرداد 1393 - - گفته است :
همش کاپی پست بود حداقل پی نوشت میذاشتید براش
پاسخ شما : اگه کپیش رو دیدی بدون که از من گرفته پس اونه که باید پی نوشت بذاره نه من>>>>>>>>>>

ارسال نظر

نظر شما :

برای افزایش امنیت لطفا کدی را که در تصویر زیر می بینید در کادر وارد کنید :
CAPTCHA Image   Reload Image
Enter Code*: